به روز شده در تاریخ : 27 September 2017.

  

مجانین بر اریکه قدرت؛ آسیب شناسی سیاست در بهار عرب

منصور فرهنگ

استاد علوم سیاسی در کالج بنیگتون

جان امریچ ادوارد اَکتون، معروف به لرد اکتون، نویسنده، پژوهشگر و سیاستمدار لیبرال قرن نوزدهم بریتانیایی است که مقالات و سخنرانی‌های متعدد او پس از مرگش در سال ۱۹۰۲ میلادی در سه جلد چاپ شد و هنوز هم برخی مورخین به نظریاتش رجوع می کنند.

بیشتر مردم دنیا نام لُرد اَکتون را نشنیده اند اما این جمله مشهور او که" قدرت فساد ساز است و قدرت مطلق، فساد مطلق ساز" به همه زبان‌ها ترجمه شده و روزی نیست که در اقصا نقاط جهان تکرار نشود. لُرد اکتون اولین بازگو کننده این واقعیت نبوده اما توصیف کوتاه و عریان او شهرت جهانی یافته است

 

در یک قرن اخیر روانشناسان و روان پزشکان از اَکتون فراتر رفته اند و این بینش را مطرح کرده اند که در رفتار و کردار و گفتار مستبدین برخوردار از قدرت مطلق، علائم جنون دیده می‌شود، جنون به معنای بریدگی از واقعیت‌ها و غرق شدن در خود شیفتگی در حدی که حکمرانی آنان برای جامعه فاجعه بار می‌شود.

"هر پنج دیکتاتور عرب چنان مبتلا به جنون خود شیفتگی، توهم، بلندپروازی و عدم درک واقعیات سیاسی و اقتصادی جوامع خود بودند که وقتی در برابر قیام فراگیر مردم قرار گرفتند عکس العمل آنها ترکیبی بود از ناباوری، شگفت زدگی، توطئه پنداری، انکار نارضایتی‌ها و در نهایت توسل به خشونت."

 

موریال میراک – وایسباخ در کتاب "مجانین بر اریکه قدرت" کارنامه زندگی سیاسی معمر قذافی، حسنی مبارک، زین العابدین بن علی، علی عبدالله صالح و بشار اسد، پنج مستبد برخوردار از قدرت مطلق در کشورهای عربی را مورد بررسی قرار داده و نتیجه میگیرد که هر پنج دیکتاتور عرب چنان مبتلا به جنون خود شیفتگی، توهم، بلندپروازی و عدم درک واقعیات سیاسی و اقتصادی جوامع خود بودند که وقتی در برابر قیام فراگیر مردم قرار گرفتند عکس العمل آنها ترکیبی بود از ناباوری، شگفت زدگی، توطئه پنداری، انکار نارضایتی‌ها و در نهایت توسل به خشونت.

 

یکی از ویژه‌گی‌های رهبر مبتلا به جنون خود شیفتگی، اعتقاد مبالغه آمیز به توانائیهای خویش است. او می پندارد که همه خواسته هایش قابل اجرا است و تاب تحمل هیچ نظر مخالفی را ندارد. رهبر خود شیفته منتقدین را منحرف یا دشمن می نامد و منصوبین و وابستگان او آماده تأئید و تاکید مواضع او هستند.

 

رهبر خودشیفته انتظار دارد که مردم کشورش همزمان هم او را بپرستند و هم از او بترسند. در لیبی هنگامی که شورش تقریبا سراسر کشور را فرا گرفته بود، قذافی در پاسخ به سئوال خبرنگاری که دلایل قیام مردم را پرسیده بود، گفت: "هیچکس بر ضد من نیست، بر چه مبنائی مردم مخالف من باشند؟ مردم عاشق من هستند و حاضر به فدا کردن جان خود برای من."

 

قذافی مدعی بود که تظاهر کننده‌گان علیه او یا جاسوسان خارجی هستند و یا جوانانی که تحت تأثیر مواد مخدر توزیع شده توسط القاعده قرار دارند. برای رهبران خود شیفته، قلب واقعیت و دروغگوئی آنقدر عادی می‌شود که به مروز زمان گفته های خود را باور می کنند.

 

اینگونه رهبران خود را افرادی استثنائی و آرمانگرا می‌دانند و از دولتمردان و مسئولین رسانه ها انتظار دارند که در توصیف شخصیت آنان از توصیفاتی استفاده کنند که برای معرفی هیچ فرد دیگری در آن جامعه استفاده نمی‌شود.

 

 

 

پنج رهبر مورد بحث در این کتاب، در دوران طولانی استبداد خود مدعی استقلال کشورشان بودند و نهادهای تبلیغاتی رژیم های آن‌ها، بارها این ادعا را تکرار می‌کردند. از آنجا که این کشورها سابقه مستعمره بودن و یا نفوذ قدرتهای غربی در امور داخلی خود را داشتند، مستبدین حاکم استقلال رأی خویش را به عنوان یک ارزش سیاسی و فردی جلوه میدادند و منتقدین را به سر سپرده‌گی به بیگانگان، متهم میکردند.

 

واقعیت امر این است که استقلال در تصمیم گیری، بخودی خود دارای ارزشی نیست و ممکن است که افراد معمولی و یا مسئولین امور، بدون دخالت یا مشورت اقدامی انجام دهند که پیامدهای آن برای دیگران هزینه سنگین جانی و مالی در پی داشته باشد.

 

نویسنده کتاب با ارجاع به عملکرد پنج رهبر نام برده نشان می‌دهد که چنانچه در کشوری شهروندان از حقوق مدنی بی بهره و عقلانیت و واقع بینی جمعی، حاکم بر تصمیمات حکومتی نباشد، استبداد می‌تواند کشور را در شرایطی قرار دهد که نتایج آن برای آسایش و امنیت جامعه از مستعمره بودن یا تأثیر پذیری از منافغ بیگانگان فاجعه بارتر باشد.

 

یکی دیگر از ویژه‌گی‌های رهبران مبتلا به جنون خودشیفتگی این است که برای توجیه اعمال یا مبالغه کردن درباره دستاوردهای خود وضعیت سیاسی و اقتصادی پیش از رسیدن به حکومت را چنان تحریف میکنند که تاریخ گذشته، به جای واقعیت، تبدیل به اوهام و خیالات میشود و در رابطه با پیامدهای عملکرد خود چنان با اطمینان سخن میگویند که گوئی آینده را کاملا در اختیار دارند.

 

"شرایط اقتصادی، سیاسی و تاریخی و روابط خارجی پنج کشور مورد بحث در کتاب تفاوتهایی با یکدیگر دارند اما تسلط طولانی صاحبان قدرت بلا منازع بر این جوامع پیامدهای مشابهی داشته، از جمله تملق گوئی به رهبر، رفتار سودجویانه مسئولین، ناامیدی مردم به امکان اصلاحات و گسترش مستمر ارکانهای سرکوب و آزار منتقدین و دگراندیشان."

 

این روند بر خورد با گذشته و آینده مستبدین را برمی‌انگیزد تا بطور مستمر نهادهای تبلیغاتی و گزافه گوئی رژیم‌های خود را گسترش دهند و هر نوع بدیل توصیفی یا تحلیلی از گذشته و حال و آینده که مغایر با ادعای خود باشد را با تهمت انحراف، گناه یا خیانت سرکوب کنند.

 

در پنج کشور مورد مطالعه، رژیم حاکم از ضوابط و سلسله مراتب سازمان یافته محکمی برخوردار نبوده است، در نتیجه اِعمال قدرت بلا منازع به حریم یا بیت رهبر محدود نبوده، بلکه اقتدار از رأس تا پایه هرم قدرت به صورت سلسله مراتب عمل کرده و هر مقامی، خصوصاً در نهادهای امنیتی و اطلاعاتی، در رأس هرم کوچکتری قرار داشته که در هرم‌های دیگر محاط است.

 

به بیان دیگر، رهبران مبتلا به جنون خودشیفتگی قادر به کنترل جزئیات عملکرد دستگاه استبدادی حکومت خود نیستند اما نمونه رهبری آنان مُدلی است برای همه ستونهای هرم قدرت و بدین سان جنون خودشیفتگی به بیشتر مسئولین حکومتی منتقل می شود.

 

شرایط اقتصادی، سیاسی و تاریخی و روابط خارجی پنج کشور مورد بحث در کتاب تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند اما تسلط طولانی صاحبان قدرت بلا منازع بر این جوامع پیامدهای مشابهی داشته، از جمله تملق گوئی به رهبر، رفتار سودجویانه مسئولین، ناامیدی مردم به امکان اصلاحات و گسترش مستمر ارکانهای سرکوب و آزار منتقدین و دگراندیشان.

 

جنون خود شیفتگی رهبر کشور او را به مبالغه روزافزون درباره توانائیهای خود سوق میدهد و تشدید این توهم به جائی میرسد که تفاهم بین بینش و تصورات او و نارضایتی ها و انتظارات مردم ناممکن می‌شود.

 

از پنج مستبد مورد بحث در کتاب خانم میراک - وایسباخ تنها بشار اسد است که هنوز رئیس جمهور است و برای بقای رژیمش بمباران مناطق مسکونی سوریه را لازم می داند. در دو سال گذشته بیش از چهل هزار شهروند سوری کشته و حدود نیم میلیون آوارشده اند اما بشار اسد همچنان خود را نماینده محبوب مردم سوریه می پندارد.

 

 

 

   

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

بازگشت به بالا