به روز شده در تاریخ : 12 March 2017.

گفت وگو با بی بی سی فارسی

 

بی بی سی :امروز سی و پنجمین سالگرد انفجار حزب جمهوری اسلامی است .حادثه ای که در آن دهها نفر از مسئولان حکومت نوپای ایران کشته شدند.ازجمله 27 نماینده مجلس و 4 وزیر. محمد حسینی بهشتی ، دبیر کل حزب جمهوری اسلامی شاخص ترین چهره در میان قربانیان بود. کسی که از اصلی ترین چهره های انقلاب به شمار میرفت و اولین رئیس دیوان عالی بعد از انقلاب و نایب رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی  هم بود.

 

 



حکومت ایران از همان ابتدا سازمان مجاهدین خلق را مسئول این انفجار دانست. ادعایی که بعضی از اعضای وقت این سازمان هم آن را تائید  کرده اند.هرچند سازمان مجاهدین خلق هیچگاه رسما مسئولیت  انفجار را برعهده نگرفت.سعید شاهسوندی از اعضای قدیمی و جداشده مجاهدین خلق از هامبورگ آلمان با ماست. آقای شاهسوندی آیا کار مجاهدین بود؟

سعید شاهسوندی:بله . و توضیح این که در شامگاه هفتم تیر1360، منزلی در ابتدای اتوبان عباس آباد ،خانه پایگاهی من بود و همسرم،  احمد شادبختی و همسرش. در آن شب علی زرکش فرد شماره 3 سازمان همراه با جابر زاده انصاری که زنده است ،همراه با علیرضا معدنچی که او هم زنده است و محمد علی توحیدی رئیس دفتر مسعود رجوی آنجا بودند.علی زرکش به تعدادی از ما از جمله من خبر داد.ما دستگاه هائی داشتیم که که بیسیم  های سپاه و کلا مقامات را گوش می کردیم ، شنود می کردیم. این دستگاه ها را ما بخشی، از دوران قبل از انقلاب داشتیم. هنگام شنودساواک. من خودم در حال شنود بودم .علی زرکش به من  گفت :مواظب باش که امشب خبر مهمی منتظرش هستیم. و خبر در واقع معلوم شد که  خبر، خبر انفجار حزب جمهوری است

بی بی سی:قبلش نمی دونستید؟

سعید شاهسوندی: من شخصا نمی دانستم. ولی خوب، علی زرکش معلوم بود که می داند و این را به من گفت که منتظر باش امشب یک  خبری می آید. وقتی ساعت نه خبر انعکاس پیدا کرد  کماکان من بگوش بودم. به توصیه  دوباره علی زرکش .باید  از لابلای مکالمات پاسداران و بسیج بفهمیم که آیا  هدف تعیین شده ،که  آیت الله بهشتی بود،هم جزء کشته شده گان هست یا نیست . که بعد از مدتی معلوم شد هست.

بی بی سی:چرا خود سازمان مجاهدین هیچوقت قبول نکرد مسئولیت این بمب گذاری را؟

سعید شاهسوندی: این مساله دلایل گوناگون دارد.ولی مهمترین دلیل ش این هستش که سازمان مجاهدین به رهبری آقای رجوی ، بعدا رهبری و بسیاری از کادرهای سازمان به اروپا و به خصوص به فرانسه آمدند .اعلام قبول مسئولیت  در چنین طرحی در واقع خطر تحت تعقیب قرار دادن سازمان مجاهدین و شخص آقای رجوی را به عنوان مسئول سازمان داشت.

امادر عین حال که هیچگاه به صورت رسمی قبول نکرد

1/ در درون روابط این مساله به روشنی تاکید  شد.

2/ بعدا به صورت دوفاکتو، یعنی غیر رسمی هم در جا های مختلف این مسئولیت را بعهده گرفتند.

یکی از آنها در نواری است  که موسی خیابانی قبل ازجان باختن  اعلام می کند .این نوار  معروف هست به "صدای سردار". در انجا، وقتی که به بررسی و تجزیه تحلیل قضایای سی خرداد 60 یعنی ؛ تیراندازی و کشتار تظاهر کنندگان بی دفاع و غیر مسلح و تیربارانی که از فردای سی خرداد شروع شد؛  میرسد  موسی خیابانی در نوارکه با صدای خودش هست می گوید؛ چندروزبعد (بعد از سی خرداد) صدای خروش  خشم خلق در انفجاری که دودمان  رژیم را بر باد می دهد خودش را نشان داد.

این  یک جاست ، در سالگرد  انفجار هم نشریه مجاهدین  که دیگر در خارج منتشر می شد، دربالای صفحه اول،  به آیه ای از قران  اشاره می کند به عنوان تفال قرانی و میگوید که این تفالی است  که در شامگاه هفت تیر ما به قران زدیم. ایه ای را نقل می کند که مضمون فارسی آن اینست که؛ سقف بر سرآنها فرود آمد و این گونه خداوند آنها را عذاب داد؛ این غیر مستقیم پذیرش مساله بود.

 در نوار های ویدئوئی هم که بعد از سقوط حکومت صدام از ملاقات آقای رجوی با سران استخبارات عراق بدست آمده آنجا هم آقای رجوی در مذاکره اگر اشتباه نکنم با ژنرال حبوش ، وقتی میخواهد باصطلاح  قدرت نمائی کند می گوید که این کار کار آنها بوده است.

بی بی سی : آقای شاهسوندی اگر کمی کوتاهتر پاسخ بدهید. فکر می کنید این اقدام و اقدامات مشابه دیگری که سازمان مجاهدین کرد  چقدر کمک کرد به خشونت هائی که دولت جمهوری اسلامی ایران  علیه سازمان مجاهدین  خلق و علیه بسیاری از گروههای مخالف دیگر به خصوص در دهه 60 نشان داد. چه در اوائل و چه در اواخر دهه 60.

سعید شاهسوندی: در واقع چرخه خشونت با تیراندازی پاسداران به تظاهرات مسالمت آمیز و غیر مسلح مجاهدین و هواداران انها در سی خرداد شروع شد. در شامگاه سی خرداد دستگیر شده گان   رابدون احراز هویت گروه گروه به جوخه های تیر باران بستند. واین آغاز و در واقع بگویم نیمه ای از این چرخه  خشونت و معیوب است. انفجار 7 تیر این چرخه خشونت را تکمیل کرد.
  این را نیز همین جا اشاره کنم که بسیاری از کادرها و نیروهای سازمان مجاهدین حتی در رده شورای مرکزی از وقوع چنین حادثه ای خبر نداشتند .سالهای بعد در سطوح بالا اصطلاحا گفته میشد که این یک "عملیات سوزنی" بوده  است . سوزن به این معنی که مستقیم به یک نقطه ای فرود بیاید.

این مساله حتی بر اساس استراتژی تنظیم شده آن موقع  ها هم ، زمینه عملی نداشت. امکانی بود  ،استفاده کردند . به این ترتیب در شامگاه هفت تیر چرخه خشونت و خشونت متقابل تکمیل شد ،تا یک دهه. و اوج آن کشتار زندانیان بیگناه  در سال 67 است . به این ترتیب مبارزه مدنی و اجتماعی مردم ایران دچار یک سکته  ووقفه خشونت بار شد.

بی بی سی: خیلی کوتاه و در آخر ، بعد از سی و پنجسال خودتان چطور می بینید  این حادثه را امروز؟

سعید شاهسوندی: حقیقتا بگویم  این یک فاجعه ای بود برای مردم ایران . خسارت های زیادی هر دو طرف دادند. من بار گفته ام این را و اینجا هم تکرار می کنم که محاسبه هردو طرف ماجرا اشتباه بود.

حکومت جمهوری اسلامی گمان می کرد که  میتواند مجاهدین و یا  عام تر بگویم مخالفین را با حذف فیزیکی حذف کند وراحت زندگی کند . که دیدیم طی این سی و هفت سال نشد.  وسازمان مجاهدین  هم فکر می کرد با ترور این یا آن مقام مهم حکومتی خواهد توانست به قدرت  برسد که آنهم  نشد. متاسفانه بهای بسیار سنگینی بر جامعه مدنی ونیروهائی که مبارزه مدنی در ایران را مد نظر داشتند وارد آمد  و این امری بود که می شد  جلو آن را گرفت.

پایان متن مصاحبه با بی بی سی

********************************

توضیحات و اسناد تکمیلی:

متن محاوره ای گفت وگو  اندکی تصحیح شده و حروف و کلمات تکراری  واضافی حذف شده است. به دلیل محدودیت وقت می بایستی بسیار سریع و فشرده مطالب بیان شود. با این همه بخشی مهمی  ناگفته ماند که ذیلا می آید:

1/ فردای انفجار من و سه نفر دیگر(مسعود عدل= کاک حمید، علی نفیسی= مهندس بهمن ومسعود کلانی= گوینده اصلی و تاکنونی رادیو مجاهدین) همراه با فرد اعزامی از سوی حزب دمکرات کردستان از طریق مهاباد به ارتفاعات زمزیران موسوم به دره دفتر سیاسی رفتیم. ماموریت ما راه اندازی رادیو مجاهد به کمک امکانات فنی رادیوی حزب دمکرات کردستان بود. مدتی بعد فردی به جمع ما پیوست که با نام "کریم رادیو" در قسمت فنی ، زیر نظر مهندس علی نفیسی مشغول به کار شد. او کسی نبود جز محمد رضا کلاهی عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی.

2/در اولین ملاقات با رهبران حزب از جمله زنده یاد دکتر قاسملو و زنده یاد شرافکندی(کاک سعید) با حضور کاک فتاح کاویان (ایشان زنده اند) مسئول وقت رادیو کردستان، از انفجار پرسیده شد و ما آنرا تائید و کار مجاهدین دانستیم.
3/ نوار سخنان موسی خیابانی درنشریه مجاهد شماره های 129،130 و 131 منعکس شد. در شماره 131 به تاریخ 25 آذر 1361 صفحه 24 چنین آمده است:"... خمینی سرانجام در برابر ما آتش جنگ را برافروخت.آتشی که البته دودش به چشم خودش رفت. اوبالاخره تضاد مابا ارتجاع را به انفجار کشاند. خمینی با کشتار 30 خردادو اعدام های دسته جمعی اوایل تیرماه، خود در واقع فتیله ی این انفجاررا آتش زد. لکن صدای مهیب انفجار درست راس ساعت 9 یکشنبه شب، هفتم تیرماه بلند شد. صدائی که در سراسر ایران ، بلکه در سراسر جهان طنین انداخت و شاید بتوان گفت که از فردای آن روز رژیم خمینی دیگر مرده است."

 

کلیشه شماره1.


4/باردیگر در نشریه شماره 158 به تاریخ 9 تیرماه 1362، در صفحه اول مطلب بالا تحت عنوان "صدائی که نه تنها در سراسر ایران بلکه در سراسر جهان طنین انداخت"  نقل شده است .

کلیشه شماره 2

 

5/دربالای نشریه شماره 158سمت راست و نیز صفحه 2، با تیتر درشت نوشته شد:          " رهنمود قرانی در بعدازظهر یکشنبه 7 تیر 1360..." ذیل این عنوان آیات 25 و 26 سوره نحل و ترجمه آن نقل شده است. در قسمتی از ترجمه امده است : " همانا که مکر ورزیدند ...پس خدابنیاد ایشان را ...برانداخت . پس فرود آمد سقف برایشان ، از فراز سرشان وبیامدشان عذاب از جائی که نمی دانستند (وگمان نمی بردند)..."

کلیشه شماره 3


6/ آقای مسعود رجوی در "جمع بندی یک ساله مقاومت"،به عنوان"گزارش مسئول اول و فرماندهی عالی سیاسی- نظامی سازمان مجاهدین خلق ایران" چاپ آبان 1361 در صفحات 117 و 118 ذیل عنوان "آغاز مبارزه مسلحانه با عملیات بزرگ و حتی با پذیرش چشم انداز عاشورا" می نویسد:
" برخلاف نمونه های کلاسیک، مادرفاز نخستین تهاجممان ، با عمل بزرگ شروع کردیم(ودرراس همه ، عملیات تاریخی "الله اکبر" که این اسم هم پیشاپیش برایش گذاشته شده بود) جای موسی خالی....آنچه که من می خواهم تاکید بکنم این است که ؛ نه " الله اکبر" و نه نخستین فاز تهاجم ، هیچ کدام تردید بر نمی دارد. جمع بندی یکساله هم موید این است....."
آقای رجوی در همین گزارش در صفحات117/ 118 می نویسد:
"از روز 30خرداد، دسته دسته اعدام ها شروع شد.لذا دیگر یک تصفیه حساب مختصری! با خمینی ضروری شده بود. سپس نخستین غرش....خلاصه کنم . این نحوه ی ورود و شروع مبارزه ی مسلحانه ، خاص مجاهدین بود.... یعنی خلاصه در یک کلام: کار کسی جز مجاهدین نبود"

کلیشه شماره 4

 کلیشه شماره 5


7/ اظهارات آقای رجوی بعدا درصفحه 2 نشریه مجاهد  شماره 158  نیز تکرار می شود.

8/آقای رجوی در ملاقات با ژنرال حبوش ، رئیس استخبارات ارتش عراق می گوید:
" خیلی خوشحال شدم وقتی که روزگذاشته از سید نائب[ مقصود طارق عزیز است ] شنیدم که شما در شورای امنیت[عراق] مسئول پیگیری بعضی امور امنیتی هستید. همان گونه که اطلاع دارید من در سال های 1981 تا 1986 در پاریس بودم. در آن سال ها دشمنی به این گونه با مانبود و به ما تروریست نمی گفتند. هرچند که کاخ سفید و کاخ الیزه می دانستند . با کاخ الیزه هم ارتباط داشتیم . می دانستند که چه کسی حزب جمهوری را در ایران منفجر کرد و چه کسی و چراعملیات علیه رئیس جمهوری و علیه رئیس الوزاری ایران انجام داد. آنها می دانستند و خوب هم می دانستند ولی صفت تروریست هم به ما نزدند."
 پیاده شده از فیلم ملاقات آقای رجوی با ژنرال حبوش. این فیلم توسط مقامات عراقی وبرای دردست داشتن مدرک، مخفیانه گرفته شده و بعد از سقوط صدام در اینترنت منتشر شده است. جستجو در اینترنت ذیل عنوان " ملاقات رجوی با ژنرال حبوش"

9/ درکتابچه "جمع بندی یک ساله مقاومت"به قلم آقای رجوی در صفحات 110/116 ذیل عنوان"مهمترین سر خط های جمع بندی یک ساله " چنین آمده است:

*  سی خرداد تردید بر نمی دارد.

 * مبارزه مسلحانه تردید بردار نیست .

* ضربه تعیین کننده اول و فاز تهاجمی اول تردید بر نمی دارد.
*آغاز مبارزه مسلحانه با عملیات بزرگ و حتی با پذیرش چشم انداز عاشورا

 

10/ وسخن آخر: سی خرداد 60 ، مبارزه مسلحانه ( به روایتی شهر آشوبی) وهفت تیر  60  همه تردید بردار و اجتناب پذیر بودند اگر مبارزه اجتماعی "تصفیه حساب" فردی و کسب و حفظ قدرت به هر وسیله و به هرشیوه ای  نبود وصدها اگر دیگر...           
ای دریغا مرهمی...

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

بازگشت به بالا